تبليغاتX
باران
باران

عشق دردی است که بدون اکسیژن می سوزد

عشق دردی است که بدون اکسیژنمیسوزد

عشق دردی است که دو نفر را می خنداند

و صدها نفر را می گریاند

اگر می دانستم معشوق بی وفاست هرگز عاشق نمی شدم

و اگر می دانستم زندگی کوتاست هرگز به دنیا نمی آمدم


ولی حال که گرفتار عشق تو شده ام

از صمیم قلب می گویم

I LOVE YOU 

"طلاي ناب"

تو تنهايي مي پوسم توحسرتت مي سوزم

براي باز ديدنت به جاده چشم مي دوزم

ثانيه ها دير مي گذرن اما بازم در گذرن

بازم تو رويا تويي و چشمات که از من ميگذرن 

بودن تو شده سراب لذت ديدنت تو خواب

کم ميارم وقتي که باز اشکام ميريزن مثل آب

وقتي که از خواب پا ميشم باز تنها مثل هميشم

تو نيستي و من ميسوزم خشک ميشه باز رگ و ريشم

باز اومدي منم تو خواب غني تر از طلاي ناب

وقتي دوباره پا ميشم بودن تو ميشه بر آب

تقدير من تنهاييا خوشبختيم شد سهم کيا

تو زندگيم بودي عزيز بي تو خوش دل به چيا

عزيزترين شبم شبت فداي چشماهو تنت

بوسه عشق بوسه



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم!!!!!!

بازی شروع شد

....:::....حاکم او بودو من محکوم....:::...

نمي گم كه دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال يه شونه بودي تا گريه کني صدام کن قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم ..

 

تنها باش....!!!

سعی کن همیشه تنها باشی٬چون تنها به دنیا امدی وتنها از دنیا خواهی رفت

بگذار عظمت عشق رادرک نکنی

چون انقدر عظیم است که تو هستی تو را در بر می گیرد

سعی کن گرمی عشق را حس نکنی

تا معنای خاکستر شدن را احساس نکنی

بگذار خانه ی قلبت خالی از وجود هر بیگانه ای باشد

که اگر بیگانه ای در ان منزل کرد

به ویران های ان رحم نمی کند

اما اگر عاشق شدی.........

بخند....گریه کن......زندگی کن......قدم بردار

اما تنهای تنها برای یک نفر..

برای عشقت....

 

 

 

 

ببیا که باهم  دنیاای سازیم ............

  عاشق بشیمو به عشقمون بنازیم .............

مجنونه من باش لیلی تو باشم .............

بیا که ماشیم بیا تنها نباشیم ............

بیا ببندیم کوله باره سفر .............

بریم از این شهر دوتایی بی خبر ......

بیا بریم به سوی آیندمون .......

گذشتها رو بذاریم پشته سر ........

جایی بریم که دلخوری نباشه ........

دلا تو سینه آهنین نباشه ...........

جایی بریم که مردمش صادقن .........

مهر و وفا فروختنی نباشه .........

هر جا که دلخوشه بهشت همون جاست ...

هر جا که شادی باشه خونه ی ماست ......

آره

بیا ببندیم کوله باره سفر ...............

بریم از این شهر دوتایی بی خبر .....



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

امشب بازهم دلم

 

 گرفت..................باز هم احساس تنهايي شديدي كردم..............و باز هم در حسرت شنيدن صدات سوختم.............سوختم و هيچ نگفتم..............هيچ نگفتم و تمام دردهام رو تو خودم ريختم....................تمام وجودم هم سوخت................باز هم امشب نيازمندت بودم

باز هم...

هفته پيش با تو بودن.....

امـــــــــــا حالا...!!!

دلم گرفته...

بدجوري داغونم......

دارم بدترين شباي زندگيمو سر مي كنم ........

شب و روز برام فرقي نمي كنه.......هر دوشون سياه.........نمي دونم.......

گريه ها امانم را بريده اند. مي خوام حرف بزنم. دلم آنقدرگرفته ، که مي خوام به اندازه هزارقرن گريه کنم. مي خوام نباشم. حس مي کنم جايي ازقلبم سوراخ شده. خسته ازتو نيستم . خسته ازهيچ کسي نيستم. خسته از دوستي ها و دشمني ها نيستم. خسته ازاين همه دوري هستم.

هميشه از اينكه بخاطر مَردم و حرف مَردم زندگي كنم بدم ميومد...............اما حالا دارم اينكار رو ميكنم................دارم بخاطر ديگران زندگي ميكنم.....

تموم زندگيم شده دو قسمت::

يكيش :بخاطر مَردم

دوم    : بخاطر خودم

 

مجبورم بخاطر مردم 12 ساعت از روز رو يه نقاب ازبي خيالي و خوشي روي صورتم بزنم تا كسي چيزي بهم نگه............

مجبورم الكي بخندم و شاد باشم.............اما اينها هيچكدوم از ته دل نيست...........از زور ناچاريه

شب هم كه ميرم خونه اين نقاب رو تا نيمه بالا ميكشم.............. تا نـيـمـــــه................و كمي هم بخاطر خانوادم ميخندم...............اما آخر شب كه تنها ميشم نقاب رو در ميارم تا كمي خودم باشم

تا كمي با هم تنها باشيم:

من و اون ...... من و دلم................تا با هم  كمي دردودل كنيم..........تا با هم خودمونو خالي كنيم........

آره تازه آخرِشب ميتونم خودم باشم.................ميتونم به دلتنگيهام فكر كنم................

به دردهام.....

به غمهام..........

و به نبودن تو.........

ولي چه فايده...........

چون تا به خودم ميام..ميبينم صبح شده و دوباره وقت نقاب زدن و بازي كردنه.............

 

    گريه نكن اي بازيگر         

 

                               ما همه مون بازيگريم

 

   صبح ها كه از خوب پا ميشيم    

 

                               نقاب به صورت ميزنيم

 

خــــــــــدايــــــــــــــــا چرا من ؟؟

 

آخه مگه من چكار كرده بودم؟؟ ........مگه من به كي ظلم كرده بودم؟؟........آخه دارم تقاس كدوم گناهم رو پس ميدم؟؟ ........دارم به آتيش كدوم گناهم ميسوزم؟؟

چرا من ؟؟..........آخه چرا اينطور شد؟؟..............مگه ما چكار كرده بوديم ؟؟

گناه كه نكرديم..كرديم ؟؟

حرام كه نكرديم..كرديم ؟؟

گناهمون چي بود ؟؟ عاشقي ؟؟ اين بود گناه ما؟؟

 

اون تموم زندگيمه....

تموم عشقمه..

تموم علاقمه..

تمام آرزوهاي من با اونه...با اونه كه‏آرزوهام معنا پيدا ميكنه

اون تمام وجود منه

اون....

 

 

 



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

 

.......فقط به خاطر تو..........

 

اسمان را چه بغض جدایی

یاد یه یار قدیمی

سوز یه ساز شکسته

قطره های باران را که شمرد

او که با تو او که بی تو همه جا یاد تو بود

او که هر جا رسید پر از سودای تو بود

و چه والا وچه شیدا عاشق عشق تو بود

من همانم او که همه جا ورد زبانش این بود

عشق دیوانگی است و من دیوانه وار عاشقم

و تردید های تلخ را به حقیقت می پذیرم و دم نمی زنم

و چه خوش بود که من عشق را با دست نوازشگر غم

لمس کنم

و ندانم ان چیست و فقط لمس کنم

من دلم می ترسد از حکم غرور

و از همه باید ها و از همه بودنها می ترسد

من از عاشق بودن هم نیز می ترسم

من دلم میمیرد من دلم از این فاصله ها می ترسد

همین بود اخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم شاید هم دست سرنوشت منو تو را تو جاده های بی کسی رها کرد و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم چرا تا کجا تا کی برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شدو بعد از رفتنت انگار کسی حس نکرد که من بی تو تمام هستی ام را از دست خواهم داد حتی تو هم نفهمیدی اخه چرا بعد از رفتنت هزار بار در لحظه مردم  چرا رفتی



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده

  اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش

  اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده

  اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن

  اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري

  اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو 



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

عمریه ازت شنیدم تومال منی من مال تو

باورم شد انگاری دنیا بود و صدای تو

دستای گرمت شفای دستای سردم شده بود

نگاهت یه قاب تو ذهن خسته ی من بود

تو خیالم با تو ساختم یه اشیونه

اما تو گریزان بودی از من بی بهونه

لحظه های بی تو بودن شادی نداشت

حاصل با تو بودن واسه من غم و غصه داشت

 



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

پیری و معرکه گیری



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

دوست ندارم بدانی دوستت دارم  

 دوست دارم درک کنی دوستت دارم



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

یلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمیشه

گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمیشه

خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من

آخ چه قد قشنگه ازعشق تودیوونه شدن

تو میای تموم میشه هرچی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

مثل تو عاشق عشقم منودیوانه ندون

بازیه روز دستایه گرمتو به دستمام برسون

با خودت عشقو بیار گذشته هامو بسوزون

میدونم باز یه روزی تموم میشه فاصلمون

تو میای تموم میشه هرچی غمه

روز دیدار تو روز عشقمه

زندگی عشق همین دقایقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

ای ناجی عشق من

دستانت را می بویم

مرا لحظه ای من باش

محتاج تو و نگاه پر از عشقت هستم

ترا عمری تو خواهم بود

زیرا با وجود توست لحظه لحظه آرامش گیتی



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

وقتي كه تو مي آيي ورق زندگي بر ميگردد و

لحظه ها رنگين كمان رنگ ميشوند تا دنياي خالي

از ترانه ها عاشقانه، جان دوباره بگيرند براي

غزل خوان شدن در لحظه هاي حضور تو؛ آن

وقت تو با خنده هايت درون مرا آرام آرام از خواب

بيدار ميكني تا پا به پاي تو گذشته هاي خوش را

تكرار كنم. و عاشقا نه ترين واژه ها را به سادگي

شكفتن گلهاي اقاقي بين دلهاي عاشق قسمت كنيم.

  وقتي كه در كنارتم تمام سهم من از زيبايي هاي

زندگي، تنها در كنار تو نازنين معنا مي شود، تويي

كه بي بهانه، خنديدن را به من ياد ميدهي و من فقط

ميتونم بگم كــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 یه دنیا برام ارزش داری و دوستت دارم



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

 عشق واقعي در قلب آن کسي است که دوست بدارد نه آن که دوستش بدارند خوشبختي پروانه اي است که اگر دنبالش کنيم از ما فرار خواهد کرد ولي اگر ارام نشينيم بر روي ما خواهد نشست دوست واقعي ان است که دل همسشه نيازمند اوست عشق موثرترين نيرو براي رسيدن به والاترين ارزشهاي انساني مي باشد عشق تمناي دو قلب خسته يا احتياج دو نگاه محتاج مي باشد عشق ان نيست که کنارش باشي ان است که يادش باشي.



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

بغضم شکسته است !

ستاره ها را خبر کن !!

خودت هم بیا تماشا !

دارم گریه می کنم . . .

مثل همیشه تنها ،

حجم سبز اتاقم را می شویم

با همین اشک های زلال و شور !!!

هیچ کس این دختر بارانی را نمی بیند ...

کسی از حال و روزش خبر ندارد...

اشکهایش سرازیرند!...



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

دوستت دارم



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

هر کاری که می کنم به خاطر توست

و هر چه که دارم تو به من داده ای

تمامی حرفهایت لبریز از عشق است

و تنها پناهگاه من آغوش توست

تمام آرزوهایم

و همه چیز در گذشته و آینده ام برای توست

تمام آن چیزهایی که دوستشان دارم

بتو ختم می شوند

 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد

به بادگفتم عشق چيست؟! وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟!پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست؟!

اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو،

 يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو،

همين يک لحظه باقي است

و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

 

 



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

 

دوستت دارم



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

تو دلت يه جاي ديگه... اينو چشمات داره ميگه
ولي من ديگه مي دونم كه تو كفشت پره ريگه

من وتو چه ساده بوديم كه به هم دل داده بوديم
پاي اين عشق خيالي بد جوري افتاده بوديم

روز اول ديدن تو واسه من خيلي قشنگ بود
تو مي گفتي كه مي موني ولي قلبت پره سنگ بود

تو برو سراغ عشقي كه نفهمه تو كي هستي
پاي عشق تو بميره... و نفهمه خالي بستي..........

 آبي تر از آنم كه بيرنگ بمیرم

از شيشه نبودم كه با سنگ بمیرم

 من آمده بودم كه تا مرز رسيد

 شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميرم



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم.. 

   اما به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم..

  تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم..

   اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم !!



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

فکرشو کن یه شب باهم یه گوشه ای تنها باشیم

      با چهارتا دیوار و یه سقف جدا از این دنیا باشیم

      من باشم و تو باشی و یه جفت دلهای بی قرار

      فرصت خوب انتقام از لحظه های انتظار...



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

اگر من عاشقم عشقم تو هستی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 اگر من شاعرم شعرم تو هستي

  اگر من ماهرم مهرم تو هستي

 اگر من عاشقم عشقم تو هستی

 مي نويسم خاطرات دختر افسانه را

تاببيند سرگذشت يك نفر ديوانه را

 اگر صدبار مرا از خود براني دوست دارم

 به زندان حقارت هم كشاني دوست دارم

  گلي گم كرده ام در باغ هستي گلم پيدا شده آن هم تو هستی

چشمام وقتی زيباست که پر از اشک باشه

  اشک وقتی زيباست که برای عشق باشه

عشق وقتی زيباست که برای تو باشه

 تو وقتی زيبايی که برای من باشی

 



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...

وسعت تنهائيم را حس نکرد...

در ميان خنده هاي تلخ من...

گريه پنهانيم را حس نکرد...

در هجوم لحظه هاي بي کسي...

درد بي کس ماندنم را حس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پايانيم را حس نکرد



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com



<

|+|

http://anarcity.blogfa.com

JavaScript Codes New Page 2