باران |
|
عمریه ازت شنیدم تومال منی من مال تو باورم شد انگاری دنیا بود و صدای تو دستای گرمت شفای دستای سردم شده بود نگاهت یه قاب تو ذهن خسته ی من بود تو خیالم با تو ساختم یه اشیونه اما تو گریزان بودی از من بی بهونه لحظه های بی تو بودن شادی نداشت حاصل با تو بودن واسه من غم و غصه داشت < |+|
|