باران |
|
پشت میز قمار دلهره ی عجیبی داشتم!!!!!! بازی شروع شد ....:::....حاکم او بودو من محکوم....:::... نمي گم كه دوست دارم ولي قسم ميخورم كه دوست دارم بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت ميدم چون همه چيزم تويي نمي خوام كه خوابت رو ببينم چون تو خيلي خوش تر از خوابي اگه يه روز چشمات پر اشک شد ودنبال يه شونه بودي تا گريه کني صدام کن قول ميدم اشك هاتو پاك كنم و منم با تو گريه كنم اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشتي تا سرش داد بزني صدام كن قول ميدم ساكت بمونم .. تنها باش....!!! سعی کن همیشه تنها باشی٬چون تنها به دنیا امدی وتنها از دنیا خواهی رفت بگذار عظمت عشق رادرک نکنی چون انقدر عظیم است که تو هستی تو را در بر می گیرد سعی کن گرمی عشق را حس نکنی تا معنای خاکستر شدن را احساس نکنی بگذار خانه ی قلبت خالی از وجود هر بیگانه ای باشد که اگر بیگانه ای در ان منزل کرد به ویران های ان رحم نمی کند اما اگر عاشق شدی......... بخند....گریه کن......زندگی کن......قدم بردار اما تنهای تنها برای یک نفر.. برای عشقت....
ببیا که باهم دنیاای سازیم ............ عاشق بشیمو به عشقمون بنازیم ............. مجنونه من باش لیلی تو باشم ............. بیا که ماشیم بیا تنها نباشیم ............ بیا ببندیم کوله باره سفر ............. بریم از این شهر دوتایی بی خبر ...... بیا بریم به سوی آیندمون ....... گذشتها رو بذاریم پشته سر ........ جایی بریم که دلخوری نباشه ........ دلا تو سینه آهنین نباشه ........... جایی بریم که مردمش صادقن ......... مهر و وفا فروختنی نباشه ......... هر جا که دلخوشه بهشت همون جاست ... هر جا که شادی باشه خونه ی ماست ...... آره بیا ببندیم کوله باره سفر ............... بریم از این شهر دوتایی بی خبر ..... < |+|
|